انگار که در این دنیا ...!

امروز عید بزرگ و خجسته ی غدیر است و همین مناسبت فرصت خوبی بود که به افرادی که در مخاطبینم بودند پیام تبریکی ارسال کنم اما اتفاق جالبی که بعد از آن پیش آمد کرد شگفت زده ام کرد .

بعد از ارسال پیامک ها ظاهرا تعداد کمی شناختند و بسیاری دیگر می پرسیدند :

ببخشید شما ؟! 

از این جالب تر اینکه بعد از معرفی باز می پرسیدند : 

کدام موسوی ؟! 

وقتی دیدم دایره ی افرادی که بیاد نمی آورند بیشتر شد ناگزیر از نشانی دادن جهت شناختن اینجانب خوداری کردم و سوال آنها را بی جواب گذاشتم !

تنها نزدیک دوسال بخاطر کسالت دور بودم  و چه زود  انسان فراموش می شود و غیبت انسان به یک عادت تبدیل می شود و نه سراغی ونه احوالی گویی انگار در این دنیا وجود خارجی نداشتی !

مارمولک...!

چند شب پیش میهمان یکی از اساتید دانشگاه یکی از شهرهای ایران بودم و به لحاظ مصالح از بیان اسم شهر معذور هستم ! 

ایشان از همکار خودش که در یک گروه دانشگاهی سالها باهم بودند و حالا آن شخص مقام عالی استان بود سخن بسیار گفت از اینکه ظاهری اسلامی و بسیار موجه داشته و دارد ولی مارمولکی به تمام معناست خاطرات جالب وصد البته تأسف بار بیان کرد. قبلا یکی دیگر از اساتید همان دانشگاه نیز در همین راستا مطالبی را سر بسته گفته بود ولی این دوست ما خیلی شفاف  توضیح داد !

من که از تعجب دهانم باز مانده بود و شگفت زده شدم ! بدابحال  آن استان که چنین مقامی بر آنها حاکم است و یاد فرازهایی از نامه ی تاریخی امام علی به مالک اشتر افتادم و پیش خود گفتم : این سرنوشت قومی است که از محبت و ارادت به امامش  تنها اسمی را یدک می کشد و به شیوه و روش او بی اعتنا است !

شایستگی فرزندانمان را در نظر بگیریم...

انتخاب رشته و شغل یکی از دغدغه‌های والدین و فرزندان آنها ست  و لی در مواردی دیده می شود که مافکر می کنیم اراده ی ما همه چیز را در بر می گیرد و دیگر بفکر نیستیم که آیا این فرزند ما شایستگی لازم برای برخی کارها را دارد یانه؟ 

بعنوان مثال ؛ حتما همه ی ما دیده ایم که گاه بخاطر اسم ورسم و ازجنبه ی مالی افراد دنبال قبولی در آزمون پزشکی هستند و دیگر فکر نمی کنیم آیا این جوان شایستگی این امر را دارد یا نه ؟! چراکه اگر نداشته باشد با جان بیماران بازی می کند ! امروز پزشکان ارزشمند و شایسته در جامعه کم نداریم اما از آن طرف هم پزشکانی داریم که تخصص هم دارند اما بخاطر نبود شایستگی لازم در تعهد و اخلاق انسانی و... بیمار را به کام مرگ می کشاند و خانواده متوفی را بامشکلاتی مواجه می کند.

کاش به این رشته بعنوان پُز دادن و منبع ثروت نگاه نمی کردیم . 

کاش رشته ی پزشکی از مشمول «سهمیه »خارج می گشت.

و کاش تنها افراد شایسته وارد این مقوله می شدند.

بزرگترها برکت زندگی ما هستند...

 دو روز پیش به مقبره ی مرحوم پدرم رفتم . معمولا بعد از آن به اصفهان برمی گشتم ولی آن روز  تصمیم گرفتم که همانند قبل از بیماری به عمو و عمه ی عزیزم که در بستر بیماری هستند سری بزنم و رسم عیادت وصله رحم را ادا کنم و خدا را شکر این مهم انجام شد و خیلی حس خوب و انرژی مثبت گرفتم .  یادم آمد که در زمان حیات مرحوم پدرم وقتی خانه ی یکی از اقوام می رفتم و بعد به ایشان می گفتم کجا بودم ،برق شادی را در چشمان پدرم می دیدم و با کلماتی زیبا تشویقم می کردند . 

قدر  بزرگترها را بدانیم که این ها برکت زندگی ما هستند .