این واقعه ی تلخ را یکی از همراهان حاج آقا در خولنجان که شاهد ماجرا بوده برایم نقل کرد ؛

شب عروسی یکی از خواهر زاده های حاج آقا بود و  مطرب آورده بودند ، حاج آقا هم چون دعوت کرده بودند وارد مراسم شدند که با ورود ایشان مجلس آرام شد و جرأت نکردند ادامه بدهند از آنطرف برادر داماد که خواهر زاده ی حاج آقا هم بود بیرون مجلس همانند اسپند روی آتش بیقرار بود و دنبال راهی میگشت که حاج آقا از مجلس بیرون بیایند .

شاهد ماجرا ادامه داد: رفتم با حاج آقا صحبت کردم که مجلس را ترک کنند ولی حاج آقا گفتند من با دعوت آمدم چرا باید بروم ؟

میگفت اومدم بیرون دیدم یکی از برادران داماد دارد به حاج آقا و پدرشان فحش و ناسزا می گوید!!!

میگفت خیلی ناراحت شدم و برگشتم هر جور بود حاج آقا را متقاعد کردم که جلسه را ترک کنند!

راستی همون شخص فحاش رادر مراسم ترحیم وهفته در خولنجان دیدم سیاه پوشیده و خود را عزادار نشان می دهد !