رنجنامه ۳
این واقعه ی تلخ را یکی از همراهان حاج آقا در خولنجان که شاهد ماجرا بوده برایم نقل کرد ؛
شب عروسی یکی از خواهر زاده های حاج آقا بود و مطرب آورده بودند ، حاج آقا هم چون دعوت کرده بودند وارد مراسم شدند که با ورود ایشان مجلس آرام شد و جرأت نکردند ادامه بدهند از آنطرف برادر داماد که خواهر زاده ی حاج آقا هم بود بیرون مجلس همانند اسپند روی آتش بیقرار بود و دنبال راهی میگشت که حاج آقا از مجلس بیرون بیایند .
شاهد ماجرا ادامه داد: رفتم با حاج آقا صحبت کردم که مجلس را ترک کنند ولی حاج آقا گفتند من با دعوت آمدم چرا باید بروم ؟
میگفت اومدم بیرون دیدم یکی از برادران داماد دارد به حاج آقا و پدرشان فحش و ناسزا می گوید!!!
میگفت خیلی ناراحت شدم و برگشتم هر جور بود حاج آقا را متقاعد کردم که جلسه را ترک کنند!
راستی همون شخص فحاش رادر مراسم ترحیم وهفته در خولنجان دیدم سیاه پوشیده و خود را عزادار نشان می دهد !
سه سال است به حوزه فیلم آمدم و اکنون تلاشم بر مستندسازی کوتاه جهت فضای مجازی است خوشحال میشم کسانی که ایده های اجتماعی ویانمونه ایی از زندگی شخصیت های موثر درجامعه سراغ دارند باخبرم کنند. راستی از افرادی که همفکرم باشند وصِرف علاقه به این مقوله دارند ،پذیرایشان هستم .سپاس