صرفاجهت اطلاع


در گاه‌شماری‌های گوناگون ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد باروری است چون با فروتنی، تواضع و گذشت زندگی را به همه زیستمندان هدیه می‌کند. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسفندگان را به‌عنوان نماد تمایلات مادرانه و باروری می‌پنداشتند.

از این روی، روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند. «سپندارمذگان» یا «اسفندگان» روز زن و زمین است.

در این روز مردان به همسران خود هدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنان اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید.

سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامیداشت زنان نیکوکار برگزار می‌گردد.

ازماست که برماست!!

 دریکی ازشبکه های افراطی شیعی که از کربلا پخش میشود کارشناسانی صحبت میکند که گویا دارند در یکی از روضه های شهراصفهان سخنرانی میکنند و  (بجای این که بگویم نمیدانند بهتراست بگویم )نمی فهمند که در یک شبکه ماهواره ایی که در سراسر دنیا پخش میشود صحبت میکنند وحرف های نسنجیده که متاسفانه بنام دفاع از اهلبیت علیهم السلام هرچه برزبانشان می آید میگویند بدون اینکه طبق دستورات دینی باید روی سخن گفتن هم تآمل کرد که نتیجه عکس درمنظور حاصل نشود ودر عوض این که عده ایی را جذب تشیع کنند تازه در افکار شیعیان هم تردید ایجاد میکنند واین همان چیزی است که استعمار میخواهد وبی علت نیست که صهیونیست ها و وهابی ها بااین شبکه ها کاری ندارند باکمی دقت متوجه میشویم که این شبکه ها در راستای افکار لائیک های دنیا قدم بر میدارد

بعنوان نمونه توجه کنید:

جناب دانشمند دراین چندشب به بیان حدیثی از حضرت رضا درمورد ویژگی ائمه پرداختند وجالب بود که به چندبارشنیدم درلابلای احادیثاین عبارت را که *چوب میخورید* بکاربردند!!وگاهی دراین صحبتها ویادرجاهای دیگر ازاین دست شبکه های ماهواره ایی همه اهل سنت را همانند وهابی ها یکسان طرف خطاب قرار میدهند!

درمورد حضرات معصومین ازیک طرف درزیارت جامعه کبیره باعبارت* سجیتکم الکرم*  یاد میشوند ووازسویی دیگرما درتاریخ وسیره این بزرگان نداریم که مردم را با تهدید وارعاب خواسته باشند  یاور خودشان کنند !

گذشته از آن مادر زیارت عاشورا یا آل یاسین وجاهای دیگر دوری از دشمنان داریم وچه بسا کسانی باشند که دشمن نباشند وپیرو آنها هم نباشند اینها ازلعن وانزجاردورهستند ما نباید خلط بحث کنیم وهرکسی که شیعه نیست را دشمن بپنداریم همچنان که ما در منابع دینی جایی نداریم که لعن را شامل هر غیر شیعه قلمداد کرده باشند.

در سیره پیشوایان نداریم که اولا دنبال دشمن تراشی برای خودشان باشند وازسویی دیگر مردم را تهدید کرده باشند که اگر شیعه مانشوید فبشرکم بعذاب عظیم!!!

چرا یک سری سخنرانان ومیلغان دینی باهروسیله ایی میخواهند محبت امامان شیعه رادر دلها جای بدهند؟!

جالب تراینست که ایشان میگفتند درد دل زیاد است که دردلم گذاشتم که شب اول قبر تحویل امام علی علیه السلام نمایم!

شیخ مهدی؛ اگر حضرت علی علیه السلام ازشما درد دل داشته باشند چی؟! یادتان نرفته سخنرانی که در زاهدان داشتید وباعث شد شیعه وسنی به جان هم بیفتند ! تا جایی که بچه شیعیان آنجا گفتند اگر ایشان پایش رابگذارد زاهدان ما قبل ازاینکه سنی ها بلایی به سرش بیاورند ما خودمون میکشیمش!!این دفاع از اهلبیت است؟؟!!

وبازهم جالب تراینست که در انتقادی که به بعضی مسوولین داشتند داشتند بابیانی حرف میزدند که گویا ایشان  جدای از حکومت هستند در حالیکه اگرحاج آقا یادشان رفته ما که یادمان نرفته چندسال پیش برای عید نوروز باتفاق بعضی دوستان منزلشان رفتیم ایشان چه بیان سیاسی داشتندتاجایی که درتعریف کارتون تام وجری میگفتند این کارتون مورد پسند رهبرانقلاب است ولی ظاهرا ایشان تغییر مسیر دادند یا تقیه کرده اند(خدامیداند)هرعقل سلیمی به شک می افتد وقتی می بیند درشبکه ایی که مرجع تقلیدوزعیمش باآن گرایش خاص سیاسی ازجناب دانشمند استفاد وافر مینماید!!

نکنه نان به نرخ روز خوردن درخلقیات روحانیت ما نفوذ کرده باشد که اگر این باشدبایدگفت: ازماست که برماست !!

اگرما مردم مخصوصا جوان ها اینقدر مرید این افراد بخاطر شوخی پرانی های سخیف نمیشدیم این افراد اینقدر  گردن کلفت وصاحب اعتمادبنفس کاذب نمیشدند!



مارک مسلسل دکتر شریعتی چه بود؟


از سؤال مامور فهمیدم که آنها با دیدن تجمع ما در مقابل دکتر شریعتی تصور کرده‌اند او چریکی معروف است که احتمالا قبل از دستگیری چند نفر را کشته و یا چند محل مهم را منفجر کرده است.

به گزارش فارس، خاطرات کسانی که سالها در زندان های مخوف طاغوت تحت شدید ترین شکنجه ها قرار داشتند بسیار خواندنی است. چرا که آنها از نزدیک با ظلم شاه و اطرافیانشان در ارتباط بودند و به خوبی می‌توانند تاریخ آن دوره را روایت کنند. آنچه می‌خوانید خاطره ای جالب است از یک زندانی سیاسی زمان پهلوی:
 
 
*یکی از روزها که نوبت حمام رفتن ما شده بود دسته دسته پشت سر هم به طرف حمام در حرکت بودیم. وقتی به نزدیکی دوش‌های حمام رسیدیم متوجه شدم که همه زندانیان هنگام ورود به سالن حمام به داخل یکی از حمام‌ها با دقت نگاه می‌اندازند و چند لحظه‌ای تامل می‌کنند و دکتر علی شریعتی را دیدم که با متانت خاصی مشغول استحمام بود. من از دیدن ایشان به وجد آمده بودم چند لحظه‌ای مکث کردم تا او را بیشتر ببینم. چند نفر دیگر هم به متابعت از من ایستادند و محو تماشای ایشان شدند.
 
ماموران زندان با دیدن تجمع چند نفری جلوی یک حمام حساس شدند و جلو آمدند.
 
یکی از آنها از دکتر پرسید: تو چریکی؟
 
از این سؤال او فهمیدم که آنها با دیدن تجمع ما در مقابل دکتر شریعتی تصور کرده‌اند که او چریکی معروف است که احتمالا قبل از دستگیری چند نفر را کشته و یا چند محل مهم را منفجر کرده است.
 
پاسخ داد: بله چریکم.
 
- اسلحه هم از تو گرفته‌اند؟
 
- بله اسلحه هم داشتم.
 
- وای وای تو حتما اعدام می‌شوی راستی اسلحه‌ات مسلسل بود؟
 
- آره مسلسل بود.
 
- از کدام مسلسل‌ها بود؟ اسمش چی بود؟
 
- مسلسل بیک.
 
یک باره با شنیدن این پاسخ ماموران جا خوردند مات و مبهوت به یکدیگر نگاه کردند.
 
دکتر گفت: مسلسل من قلم است قلم من هم مارکش بیک است و همین قلم با صدها مسلسل شما برابری می‌کند.

تشیع را باید به عنوان یک فکر ، یک مکتب ، و یک محتوا  مطرح کنیم


معتقدم که تشیع باید داخل چهارچوب اسلامیت معنی شود

در شکل تفسیر و قرائت اصیل و اصلی اسلام ،

و نه خارج از آن و به مثابه یک مذهب و فرقه اسلامی.

  نیازی نمی بینم که  با دیگران نزاع طائفه ای

یا بحث تاریخی داشته باشیم .

  تشیع را باید به عنوان یک فکر ، یک مکتب ،و یک محتوا  مطرح کنیم .

  این که تصوّر شود برای جدا کردن صفوف شیعه و سنّی

باید بر سبّ و لعن و علم غیب  و معجزه و تبدیل نقش پرده

به شیر درنده به فرمان امام  تکیه و احتجاج کردبیراهه رفتن است. 

این کارها بهانه کم کاری و برای فرار از تکلیف شاقّ تفکرو عرضه فکر نو

در عرصه تشیع است. یعنی به جای این که مخلصانه کمر همت ببندیم

و مرامنامه روزآمدی برای اسلام علوی تدوین کنیم و مجموعه آموزش های

ائمه اطهار را در حوزه های فکری و فلسفی و اخلاقی و حقوقی  برابر

با گفتمان روز ارائه دهیم راه راحت تر را پیش گرفته ایم و از امام می خواهیم

که مرده زنده کند.

  تشیع  این حرفها نیست. تشیع  یک میراث فکری و فرهنگی عظیم است.

  پیام اخلاق و معنویت و روحانیت اسلام است.  تفسیر بلند عرفانی

و عاشقانه از خدا و از جهان ، از رابطه خدا با جهان و رابطه انسان با خداست. اخلاق  اجتماعی آن Golden Ruleاست که فقط در تفسیر علوی اسلام می توان


یافت: "

                                                      حجت الاسلام دکترسیدحسین مدرسی طباطبایی

*****************************************************************************

سید حسین مدرسی طباطبایی (متولد قم) پژوهنده، مجتهد، فقیه، استاد دانشگاه

و نویسنده دینی ایرانی معاصر است. وی از ۱۹۸۳ تاکنون استاد کرسی Bayard Dodge در دانشکده

مطالعات خاور نزدیک و حقوق اسلامی در دانشکده حقوق دانشگاه پرینستون است. او عضو پیوسته

گلستانه در کالج سینت انتونی دانشگاه آکسفورداست و استاد مدعو کرسی خادم حرمین

در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد بوده است.و عضو هیات ویراستاری ژورنال حقوق اسلامی

و خاور نزدیک یو سی ال ای است.

او پی اچ دی خود را در سال ۱۹۸۲ از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد.

فقط نقل قول وهمین...!


"اوایل سال 1356 با" آسید محمود" (آیت الله طالقانی) هم سلولی بودم،


یک شب بی وقفه سیگار می کشید و راه می رفت،


  نیمه شب بهش گفتم:"خفه شدیم از دود چرا نمی خوابی؟"


                                                               ایشان گفت:" مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنو ی

                  

                                                                                                      "             گفتم:"چی رو 


گفت: "صدای مردمو ! انقلابو !پیروز میشن!"


من گفتم: "خب بشن چه بهتر"


ایشان در جواب گفت: "چرا متوجه نیستی ! شاه می رود،


مردم به ما مراجعه می کنند، بلدنیستیم مملکت داری را، 


همین یک ذره دینی را که هم دارند


از کف می دهند این مردم بی نوا..."

                                 مرحوم منتظری به نقل از میثم کریمی (در دیدار شخصی)- تیر ماه 1387


علت اساسی گریز گروهی ازمردم از دین؟!


دین اسلام یک دین ناشناخته است، حقایق این دین


تدریجاً در نظر مردم واژگونه شده است و علت اساسی


گریز گروهی از مردم، تعلیمات غلطی است که به این


نام داده می شود. این دین مقدس در حال حاضر بیش


از هر چیز دیگر از ناحیه برخی از کسانی که مدعی


حمایت از آن هستند ضربه و صدمه می بینداستادمطهری .                                                                                                          عدل الهی///